حضرت دانيال گويد :
اسب تازي را به خواب ديدن ، دليل بزرگي و عز و جاه بود . اگر ديد بر اسب تازي نشسته بود و آن اسب مطيع و به فرمان او بود ، دليل كه عز و بزرگي دولت يابد ، بر قدر نيكوئي و قيمت اسب . اگر ديد كه اسب را فرا گرفته يا كسي بدو داد و بر وي نشست ، دليل كه شرف و بزرگي يابد ، ليكن كمتر از آن كه در اسب تازي گفتيم و اگر ديد از آن اسب چيزي كم بود ، يازين يا نمد زين يا لگام ، دليل كه بر قدر آن نقصان در بزرگي او بود . اگر بيند اسب وي را دم انبوه و دراز بود ، دليل كه بر قدر آن وي را خادمان باشند و چاكران و اگر دم اسب او بريده بود ، دليل كه وي را خادمان و چاكران نباشند . اگر بيند چيزي از اندام اسب او ناقص بود ، دليل كه به قدر آن از عز و شرف او نقصان بود . اگر ديد با اسب جنگ و نبرد همي كرد و اسب غالب بود و فرمانبر وي نبود ، دليل كه مصيبت و گناه نمايد .
محمد بن سيرين گويد :
اگر بيند بر اسب
برهنه نشسته بود ، دليل كه مصيبت و معصيت و گناه او بيشتر بود . اگر آن اسب از شخصي ديگر بود ، آن چه گفتيم خداوند اسب را بود . اگر ديد اسب برهنه بود . لكن مطيع او شد ، دليل بر بزرگي و شرف او بود . اگر بيند بر اسبي نشسته بود و آن اسب بر بام خانه يا بر ديوار ايستاده بود ، دليل آن چه گفتيم از گناه بيشتر و صعب تر نمايد . اگر بيند بر اسبي نشسته بود و آن اسب بر هوا مي پريد ، يا بيند كهم آن اسب را پرها بود و چون مرغ همي پريد ، دليل كه وي را شرف و بزرگي بود در دين و دنيا باشد كه خداوندش سفر نمايد .
ابراهيم كرماني گويد :
اگر ديد بر اسب ابلق نشسته بود ، دليل بر كاري كند كه بر وي گواهي دهند . اگر ديد بر اسب سياه نشسته بود ، دليل بر كاري نمايد كه وي را مال و مهتري حاصل شود . اگر بيند بر اسب كميت بود ، دليل كه از پادشاه قوت و بزرگي يابد . اگر ديد بر اسب اشقر ( سرخ مو ) بود ، دليل است بر صلاح دين و حرمت او از پادشاه . اگر ديد بر اسب زرد بود ، دليل كه اندك بيماري يابد و بر اسب سمند همين دليل بود . اگر بيند بر اسب جرمه بود ، دليل است بر خير و صلاح . اگر ديد كه بر اسب سليس بود ، دليل است زن خواهد . اگر
ديد از اسب فرود آمد ، دليل است از شرف و بزرگي بيفتد . اگر ديد از اسب برهنه فرود آمد ، دليل كه از گناه و معصيت بازايستد . اگر بيند بر اسب نشسته بود و سلاح تمام پوشيده بود ، دليل كه شرفو بزرگي يابد ، چنانكه شخص از آن مانع نباشد و دشمن بر او ظفر نيابد . اگر بيند اسب را همي تاخت تا جنگ نمايد ، دليل كه از وي گناهي در وجود آيد با ترس و وهمي بدو رسد ، بر قدر تاختن اسب . اگر ديد بر اسب نشسته بود و اسب او را در مسجد برد ، هيج خير اندر اين نبود ، مگر بيند كه اسب او را از آنجا بيرون آورد . اگر ديد اسب او را مراغمه همي كرد ، دليل كه مال و دولت يابد . اگر بيند اسب با وي سخن گفت ، دليل بود كه كاري نمايد كه مردمان از او به شگفت آيند . اگر ديد اسب بيگانه در سراي وي درآمد ، يا دركوچه وي ، دليل كه مدري شرف و نام دار در سرا يا در كوچه وي درآيد ، به قدر و قيمت اسب و در آنجا مقام سازد . اگر ديد اسبي از كوچه او بيرون رفت ، دليل كند كه مردي شريف از كوچه او غائب شود ، يا بميرد .
جابر مغربي گويد :
اگر بيند اسب ماديا فرا گرفت ، يا شخصي بد داد و بر وي نشست ، دليل كه زن خواهد و بر وي مبار بود . اگر بيند آن ماديان